قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

اینجا میعادگاه من و خداست . . .

چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠

 

کلمات کلیدی :

دانستن اینکه :


چه موقع باید فاصله گرفت و چه موقع باید نزدیک شد


کلید ماندگاری یک رابطه است ...




سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠

کمی ویران تر از ویران

کلمات کلیدی :

سلام

این سلام که میگم بر حسب عادته

خیلی دیگه از کارامم بر حسب عادته در حالی که فلسفشو نمیدونم

این روزا دوباره پریشونم

یه جور رخوت زمستونی که امسال یکم دیرتر از همیشه خودشو نشون داد

خیلی حالم یه جوریه که دقیقا خودمم نمیدونم چجوریه

این ترم یونی هم به سلامتی گذشت حالا خوب یا بدش بماند

خیلی دلم گرفته باز همش یادش میفتم دیشبم خوابشو دیدم انقدر واضح بود که دلم نمیخواست بیدار شم

ای کاش تعبیر میشد ولی ...

دقیقا پارسال همین موقع بود

چه روزای قشنگی . . .

حالا هر جا میرم هر کار میکنم فقط اون جلوی چشمامه

یه مدت فراموشش کرده بودم

نمیدونم دوباره چرا بهش فکر میکنم

این چند وقته اسباط ندارم منتظرم یکی یه چیز بگه نفلش کنم

خیلی بد اخلاقو عصبی شدم دست خودم نیست خدا شفام بده

حرفم  ندارم  که بگم حوصله ام ندارم

یه نفر ...

یه روزی ...

یه جایی ...

صبر داشته باش ... صبر داشته باش

فعلا تا بعد

 



دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠

حسرت

کلمات کلیدی :

حسرت دیروز که رفت ..نگران فردایی که خواهد

 آمد

آرزوهایی که حال تنها میتوان آنهارا در میان دفتر

 خاطرات نگه داشت

روزهایی که رفت و فرداهایی که با دلتنگی

همراه است

تنها ...تنها و باز هم تنها ...

قلبی که هر چه کرد قدر عشقش را

ندانستند ...

روحی که پر شد از ترک ها و زخم های

زمانه ...

رویایی که شده کابوس هر شبم ...

باشد اگر این سهم من است از زندگی باکی

 نیست

همه را میخرم به جان به بهایی که تو خوب

 میدانی

لبخند بزن باز هم ...دوست دارم نیشخندهایی

 را که به احساسم میزنی ...

 



دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠

این روزا حال من دیدنیه

کلمات کلیدی :

ماچسلام

اومدم کمی تا قسمتی از حال و هوای این روزام بگم

آقا دارم میمیرم از استرس(اونم از نوع اکسیداتیو)نیشخند 

این هفته یونی تموم میشه و فرجه های قبل امتحان شروع میشه!!!!

خوب بشه به من چه دخلی داره؟خجالت

و در پس آن امتحانات فشرده !!! که اون دیگه اصلا به من ارتباط نداره

و امثال اینجانب  که دانشجویانی بس ساعی و تلاشگر میباشن به مانند

 ... در گل مانده و هر شب با  چشمانی درخشان از خواب  شب را به صبح 

رسانیده باشد که با معدلی  به یاد ماندنی در طول تاریخ تحصیلی نشانی از

افتخار را بر لوح کارنامه به ثبت برسانیم.

یعنی من هر چی بگم چقدر تنبلم کم گفتم یول

تا به حال اگه چشم به کتاب و جزوه انداخته باشم ننداختمعینک

یعنی میخواستم بندازمااااااااااااااااا ولی تا کتابو باز میکردم بخونم خوابم

میگرفتخمیازه

خوب من چیکار کنم ایراد از سیستم آموزشیه کشورهزبان

کلا انگار قسمت نیست ما این ترم یه نمره قشنگ داشته باشیم همشم از

 بد شانسیه تقصیر من نیست باور کنین.

حافظه دارم در حد جلبک مخصوصا جدیدا که واقعا یاری نمیده موندم

چه جوری درس بخونم.

حالا بگذیریم ...

این مدت اتفاقات خوب و بد زیادی افتاد

از یه دوست خیلی قدیمی یه خبرایی پیدا کردم

 که منو به خیلی سال پیش برد

از یه نامرد روزگار تیرهایی بس زهر آلود به سمتم نشانه رفت که من جا خالی

دادم خورد به سنگ!!!

 های جیگملم خنک شد.

نی نی دایی چند هفته پیش به دنیا اومد!!!!

گوووووووووووووگووووووووووووری

نی نی اون یکی دایی تو راهه!!!!

 مگوووووووووووووری

نی نی  ساره جون دیروز  همزمان با سالروز تفلد حضرت مسیح منفلد شد !!!

وووووووووووووویـــــــــــی

حال و روز جسمیم دوباره قاراشمیش شده

اما خدارو شکر هنوز حال و روز روحیم کمی تا قسمتی رو به راهه

 البته اگه بذارن!!!!

و تا اون به هم نریخته من سر و پا هستم.

خیلی درد دل داشتم که بیام بنویسم ولی فکر میکنم مکتوب نشه

خیلی بهتره.

خدا جون کمکم کم کمکم کن من خیلی اووووچیکتمااااااااااااابغل

به زودی بر میگردم مثل دفعه های پیش که خیلی زود بر میگشتماز خود راضی

پس منتظرم بمونید

چون کاشتن هر درخت کلی اجر و پاداش دنیوی و اخروی داره!

راستی کریسمستونم مبارک

 



یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠

بزن روشن شی

کلمات کلیدی :

به سلامتیه کسی که

نمیشناستت اما نوشته هاتو میخونه

تا از درونت با خبر بشه و بهت بفهمونه که تنها نیستی ...



چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠

خدا

کلمات کلیدی :

من خدایی دارم، که در این نزدیکی است

نه در آن بالاها

مهربان، خوب، قشنگ

چهره اش نورانیست

گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من

او مرا می فهمد . . .

او مرا می خواند، او مرا می خواهد . . .



چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠

چشمانت . . .

کلمات کلیدی :

هوا ترست به رنگ هوای چشمانت

دوباره فال گرفتم برای چشمانت 

اگر چه کوچک و تنگ است حجم این دنیا 

قبول کن که بریزم به پای چشمانت 

بگو چه وقت دلم را ز یاد خواهی برد 

اگر چه خوانده ام از جای جای چشمانت 

دلم مسافر تنهای شهر شب بو هاست 

که مانده در عطش کوچه های چشمانت 

تمام آینه ها نذر یاس لبخندت  

جنون آبی در یا فدای چشمانت 

چه می شود تو صدایم کنی به لهجه موج 

به لحن نقره ای و بی صدای چشمانت 

تو هیچ وقت پس از صبر من نمی آیی 

در انتظار چه خالیست جای چشمانت 

به انتهای جنونم رسیده ام اکنون 

به انتهای خود و ابتدای چشمانت

من وغروب وسکوت وشکستن وپاییز

تو و نیامدن و عشوه های چشمانت

خدا کند که بدانی چه قدر محتاج ست

نگاه خسته من به دعای چشمانت ... 

 

 


 



چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠

1 2 3

کلمات کلیدی :

مشاهده یادداشت خصوصی