
کلمات کلیدی :
سلام
این سلام که میگم بر حسب عادته
خیلی دیگه از کارامم بر حسب عادته در حالی که فلسفشو نمیدونم
این روزا دوباره پریشونم
یه جور رخوت زمستونی که امسال یکم دیرتر از همیشه خودشو نشون داد
خیلی حالم یه جوریه که دقیقا خودمم نمیدونم چجوریه
این ترم یونی هم به سلامتی گذشت حالا خوب یا بدش بماند
خیلی دلم گرفته باز همش یادش میفتم دیشبم خوابشو دیدم انقدر واضح بود که دلم نمیخواست بیدار شم
ای کاش تعبیر میشد ولی ...
دقیقا پارسال همین موقع بود
چه روزای قشنگی . . .
حالا هر جا میرم هر کار میکنم فقط اون جلوی چشمامه
یه مدت فراموشش کرده بودم
نمیدونم دوباره چرا بهش فکر میکنم
این چند وقته اسباط ندارم منتظرم یکی یه چیز بگه نفلش کنم
خیلی بد اخلاقو عصبی شدم دست خودم نیست خدا شفام بده
حرفم ندارم که بگم حوصله ام ندارم
یه نفر ...
یه روزی ...
یه جایی ...
صبر داشته باش ... صبر داشته باش
فعلا تا بعد